الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

5

منطق مقارن (فارسى)

به ترجمهء كتاب را در نظرم جلوه داد و پذيرفتم . خوشبختانه جناب آقاى عبد الله بصيرى به خوبى از عهدهء اين كار برآمدند ، منهم ترجمهء ايشان را دقيقا مطالعه كرده آن را مفيد يافتم . اگر در كتابهاى درسى تحولى براساس نياز زمان صورت گيرد خيلى خوب خواهد بود . ( بگذاريد مطلبى را كه مكررا و حتى در مباحثات عمومىمان در حوزه گفته‌ام ، يك بار ديگر اينجا بگويم ، باميد اينكه روزى مورد توجه قرار گيرد . از جمله در فقه و اصول ، به نظر من لازم است دانشجويان حوزه‌هاى علميه در همان سالهاى اول درسى يكدوره فقه اسلامى را اجمالا بدانند و براى اين كار متن كتاب لمعه شهيد اول ( و يا تبصرهء علامهء حلى و يا مختصر النافع محقق حلى ) خيلى خوب است . شرح لمعه كه اگر بخواهند همه‌اش را بخوانند دو سال روزى دو ساعت درس طول ميكشد و به همين جهت نوعا مقدارى از آخر جلد اول و مقدارى از جلد دوم را نميخوانند . . . ، مناسب نيست . . . بعدا براى آشنا شدن بروش تحقيق و استدلال عميق در فقه لازم است پيش از شركت در درس خارج فقه يكسال كتابى همچون مكاسب شيخ انصارى را بخوانند ، ولى نه براى خواندن مكاسب ، بلكه براى آشنا شدن به متد استدلال . بايد به تمام حواشى اطراف توجه كرد ، هرچند روزى يك سطر خوانده شود و يا در همهء سال تحصيلى بفرض 30 صفحه بيشتر خوانده نشود . و سپس درس خارج فقه و تحقيق مستقيم در مسائل فقهى را آغاز كند . در اصول هم فكر ميكردم اگر ابتدا حلقهء اول اصول بقلم مرحوم سيد محمد باقر صدر و سپس اصول فقه مرحوم مظفر هرچند كامل نيست ( تا نظرات مختلف معلوم و با قلم نويسندگان گوناگون آشنا شوند ) و سپس كفايه خوانده شود كافى است . كفايه هرچند از نظر عبارات نوعى تعقيد دارد ولى مدار بحثهاى اصولى خارج و جامع همه اصول و دربر دارندهء نظرات شيخ انصارى و پس از آن تا وقت نوشتن كفايه مىباشد . بايد ترتيب كتابهاى درسى طورى باشد كه دانشجو فرصت تحقيق در متد تفسير قرآن و خود تفسير و اقتصاد اسلامى و نظام حكومت اسلامى و مبانى